|
بومی سازی علوم چیز خوبی است؛ من هم کاملاً با بومی سازی علوم موافقم و هرکسی که مخالف بومی سازی علوم است، اصلاً لازم نکرده که این متن را بخواند، چون متن را من نوشته ام و حرف زور است و همین است که هست!
********************************************************** تذکر: بنا به مصلحت جانی (نرفتن حتی یه خار در کف پای نویسنده)، کاری (تداوم طنزنویسی نویسنده)، نانی (آجر نشدن نان زن و بچه ی نویسنده) و... از آوردن هرگونه اسم، فامیل، نام و نام خانوادگی به شدت پرهیز شد. بومی سازی علوم چیز خوبی است؛ من هم کاملاً با بومی سازی علوم موافقم و هرکسی که مخالف بومی سازی علوم است، اصلاً لازم نکرده که این متن را بخواند، چون متن را من نوشته ام و حرف زور است و همین است که هست! البته درست که گفتم بومی سازی علوم چیز خوبی است ولی به شرطها و شروطها. چند وقت پیش، خبرنگار اخبار رفته بود سراغ تک تک اعضای شورای […] و از آنها در مورد همین بحث بومی سازی، روند کاری، برنامه ها و پیشرفت های صورت گرفته، سوالاتی می پرسید. جالب است که اکثر قریب به اتفاق آقایان جواب نسبتاً مشابهی می دادند. خبرنگار: آقای دکتر/استاد/مهندس […] چه خبر از شورای […] و بحث بومی سازی علوم؟ آقای دکتر/ استاد/ مهندس […]: (با خنده) فکر کنم بهتر است این سوال را از آقای […] بپرسید. ایشان بیشتر از بنده در جلسات شورای […] حضور دارند و بیشتر از بنده اطلاع دارند.(ادامه خنده) به نظر شما، این حرف آقای دکتر/استاد/مهندس […] چه معنایی می دهد؟ به نظر من، این یعنی اینکه بنده به عنوان آقای دکتر/ استاد/ مهندس[…]، این قدر این طرف و آن طرف دستم بند هست و اینقدر مشغله کاری دارم و اینقدر توی این شورا و آن شورا عضویت دارم که در روز فقط می رسم به چند تا از این جلسات بروم و برای شرکت در این جلسات، شیر و خط می اندازم و اصلاً هم برایم اهمیتی ندارد که چشم امید یک عده در دانشگاه و مجامع علمی به من است! می دانید این بحث بومی سازی علوم اگر بخواهد به همین نحو پیش برود چه می شود؟ می شود چیزی شبیه امتحانات دانشگاهی. دانشجو یک ترم سر کلاس نمی رود، درس را یاد نمی گیرد، جزوه نمی نویسد، بعد شب امتحان می خواهد همه را یکجا جبران کند. یعنی اینکه طبق برنامه و چشم اندازی که تعریف شده، وقتی قرار شد، بومی سازی علوم به مرحله خاصی رسیده باشد، یک سری از کارهای عجولانه، ظاهری و سطحی صورت می گیرد و به اسم بومی سازی به من و شما که مسلماً سطح شعور و سوادمان به اندازه ی آقایان دکتر/ استاد/ مهندس […] نیست، تحویل داده می شود. من با عقل ناقصم، دو نمونه از این کارهای سطحی را ذکر می کنم، مابقی با خودتان. 1- حذف و سانسور: یک چیزی شبیه فیلتر توی فضای اینترنت. یعنی آقای دکتر/ استاد/ مهندس […] شروع می کند به جستجوی اینکه کجاهای این علوم، حرف بد زده شده، و بدون نگاه به اینکه آیا علم مذکور دارد این حرف را نقد می کند یا دارد اشاعه می دهد، آن را فیلتر و سانسور می کند! حالا آمدیم و فیلتر (حذف) هم شد. آیا دسترسی به این علوم که تا بحال به راحتی در دسترس همه بوده و بعد از این هم در دسترس تر خواهد بود، سخت و ناممکن می شود. به جان سیبیل هایم نه! چرا بجای اینکه حذف کنیم، بهترش را تولید نکنیم؟ فرض کنید، مدام به بچه تان بگویید، "پفک بد است" ولی تا زمانی که مزه بهتری را در ذائقه ی او جانشین مزه پفک نکنید، او پفک خور باقی خواهد ماند. 2- کلمه سازی: آقای دکتر/ استاد/ مهندس […]، به تغییر اسامی و اصطلاحات مطرح شده در این علوم اکتفا می کند و به خیال باطل خودش، انگار که علوم از ریشه، بومی سازی شد رفت دنبال کارش. چند نمونه از این کلمه سازی های احتمالی (با اغراق و لغو): در فیزیک: جریانی به شدت 2 مینا (بجای آمپر) و20 کامبیز(ولت) داریم. توان این جریان چقدر است؟ در شیمی: عناصر جدول مندلیف عبارتند از: ساسانیم، کامبیزیم، اشکانیم، نازنینیم و ... در پایان امیدوارم یا شورای […] یک فکری به حال اعضایش بکند، یا اعضای شورای […] فکری به حال خودشان بکنند. وگرنه نه تنها علوم بومی سازی نمی شود، بلکه گرایش به علوم غیربومی و حتی ضدبومی بیشتر هم می شود. انشاالله...
|