بابی که هرگز باز نشده است / علی خرم طوسی مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
سه شنبه ، 20 بهمن 1388 ، 20:52
 

شاید سیاه و سفید کردن آدم ها در دنیای خاکستری امروز به مذاق خیلی ها خوش نیاید. مخصوصا اگر قرار باشد در عالم سینما، انگشت روی عامل اصلی ساخت فیلم های سینمایی یعنی کارگردان ها بگذاریم و بخواهیم آن ها را به گروه های خودی و نخودی و بیخودی تقسیم کنیم.

 

 

این یعنی همان کاری که این روزها حتی اگر در نقدی با فیلم ها یا شخصیت های داستان ها صورت دهیم، مورد اعتراض و انتقاد فراوان قرار می گیریم. چه کنیم که بعد از گذشت سه دهه از انقلاب، هنوز شمار فیلمسازان انقلابی و مذهبی درست و حسابی که توانسته باشند آنطور که باید حرف های انقلاب را نه تنها دربر داشته باشند که به تمام دنیا صادر کنند، به زحمت به تعداد انگشتان دست می رسد و شناخت همین تعداد اندک خالی از لطف نیست.

 

بی تردید انتخاب این نام ها بدین معنا نیست که اکثریت فیلمسازان توانایی را که صد البته تنها در فیلم هاشان میانه ای با اسلام و انقلاب ندارند و گاهی به ضرورت داستان طعنه ای به انقلاب می زنند، نادیده گرفته ایم. از طرف دیگر تلاش کارگردان نماهایی را که دوست دارند فیلم انقلابی و دینی بسازند اما هنوز زبان سینما را به خوبی نمی شناسند ارج می نهیم و از نیت خیر آنها هرچند اغلب – مانند "زمهریر" علی روئین تن که آخرین شاهکار از این دست بود- کارکرد معکوس و شر دارد، تشکر و قدردانی می کنیم. اما این بار می خواهیم تنها و تنها به معرفی همان معدود فیلمسازان توانا و در عین حال انقلابی اکتفا کنیم. برای راحتی کار، فیلمسازان را بر اساس ژانر آثارشان به دو گروه کلی تقسیم کرده ایم.

 

1.  دفاع مقدس: ظهور فیلمسازهای دفاع مقدس از برکات بزرگ سال های جنگ بود تا اگر هیچ فیلم دیگری هم درباره انقلاب ساخته نشده بود بتوانیم با افتخار سرمان را بالا بگیریم و از فیلم های ارزشمند دوران جنگ و آدم های پس از جنگ به عنوان دستاوردهای انقلاب نام ببریم.

 

-    ابراهیم حاتمی کیا: محبوب ترین فیلمساز دفاع مقدس که در جشنواره امسال دوباره با " به رنگ ارغوان" نامش سر زبان ها افتاد و مورد دلجویی و تقدیر قرار گرفت و حرف هایی در مراسم اختتامیه از او شنیده شد که امیدها را برای بازگشت او به دوران اوج زنده کرد. هویت، دیده بان، مهاجر، از کرخه تا راین، بوی پیراهن یوسف، آژانس شیشه ای، روبان قرمز، و چه بسا موج مرده و حتی به نام پدر سرشار از آدم ها و لحظه هایی بودند که بیش از هر کسی برای یک مسلمان انقلابی، قابل درک و فهم بودند. اگر خاکستر سبز، ارتفاع پست و به رنگ ارغوان را هم در زمره فیلم هایی بدانیم که به نوعی به انقلاب پرداخته اند و دعوت را هم به کلی نادیده بگیریم، حاتمی کیا را به جرأت می توان انقلابی ترین فیلمساز سینمای ایران دانست.

 

-    مرحوم رسول ملاقلی پور با فیلم هایی همچون پرواز در شب، افق، مجنون، خسوف، پناهنده، سفر به چزابه، نجات یافتگان، هیوا، قارچ سمی و مزرعه پدری تا قبل از فوتش پابه پای حاتمی کیا و گاهی هنرمندانه تر از او در فیلمسازی دفاع مقدس پیش آمد. کمال تبریزی (لیلی با من است، شیدا)، احمدرضا درویش (کیمیا، سرزمین خورشید، متولد ماه مهر، دوئل)، محمدحسین لطیفی (روز سوم)، کیومرث پوراحمد (اتوبوس شب)، رخشان بنی اعتماد (گیلانه)، محمد بزرگ نیا (جایی برای زندگی)، عزیز الله حمیدنژاد (هور در آتش، اشک سرما)، مازیار میری (پاداش سکوت)، ابوالقاسم طالبی (نغمه، دست های خالی)، انسیه شاه حسینی (شب به خیر فرمانده)، سعید سهیلی (مردی شبیه باران)، سیف الله داد (بازمانده)، مجتبی راعی (عصر روز دهم)، محمدعلی باشه آهنگر (فرزند خاک، بیداری رؤیاها) و مسعود ده نمکی (اخراجی ها 1و2) با وجود حرف و حدیث هایی که پیرامون قوت و قدرت و محتوای فیلم های مذکور و پسرفت بعضی سازندگان آنها تا حد چارچنگولی، توفیق اجباری و آناهیتا هست، با هزار جور ارفاق و اغماض و تنها به خاطر همین فیلم هایی که ذکر شد در زمره بزرگترین دسته فیلمسازان انقلاب، یعنی دفاع مقدسی ها (جنگی ها) قرار می گیرند. 

 

 

2. دین، دینداری و معنویت:

-    شاید بیشترین نمود آن را بتوان در نشانه های دینی و صداقت و سادگی آدم ها و فیلم های مجید مجیدی (بدوک، پدر، بچه های آسمان، رنگ خدا، باران، بید مجنون و آواز گنجشک ها) و دغدغه های دین مدارانه شخصیت های مدرن تر آثار رضا میرکریمی (زیر نور ماه، خیلی دور خیلی نزدیک، به همین سادگی) یافت. شهرام اسدی (روز واقعه)، بهرام توکلی (پابرهنه در بهشت)، مازیار میری (کتاب قانون)، کمال تبریزی (مارمولک!) و محسن مخملباف!! (توبه نصوح) را هم تنها به گواهی فیلم های مذکور با آدم ها یا فضاهای کمابیش مرتبط با دین، می توان در دسته فیلمسازان دینی به حساب آورد. امیدوارم نویسنده را به خاطر محسوب کردن مخملباف و مارمولک در زمره فیلمسازان و فیلم های دینی عفو کنید.

 

-  محمد مهدی عسگرپور، رضا میرکریمی و کمال تبریزی را هم برای ساخت فیلم های به اصطلاح معناگرای قدمگاه، اینجا چراغی روشن است و یک تکه نان در فضای روستایی و مشابه یکدیگر به عنوان معناگراترین فیلمسازها انتخاب می کنیم.

 

 

-    با احترام به نادر طالب زاده و فیلم ضعیفش "مسیح"، شهریار بحرانی (مریم مقدس، ملک سلیمان) را باید یکه تاز سینمای تاریخی دینی در انقلاب دانست که با ملک سلیمان پرشکوهش در جشنواره امسال، امید تماشای گوشه ای از عظمت تاریخ انبیاء را بر پرده های رنگ و رو رفته سینمای ایران در دل ها زنده کرد.

 

-    می ماند رسول صدرعاملی که با ساخت فیلم ارزشمند و متأسفانه قدر ندیده "هر شب تنهایی" بعد از اثر نسبتا ضعیف "شب"، گشایش نصفه و نیمه باب جدیدی از فیلم های دینی نوین را در سینمای ایران نوید داد. بابی که به اعتقاد نگارنده بعد از سه دهه ادعای فیلمسازی دینی و انقلابی، تا به حال هرگز باز نشده بود.

 


نظرات (0)Add Comment

نوشتن نظر
كوچكتر | بزرگتر

Powered By TC-SHop


busy