|
سینمای دینی، ارث پدر کسی نیست که آن را انحصاری بداند و اجازه فرود (نوعی ورود با چتر) را به دیگران ندهد. اصلاً سینمای دینی را چه به متولی داشتن؟ در سینمای دینی به روی همه باز است و هرکسی با هر سطح سواد و تخصصی می تواند فعالیت کند...
و پس از چند سال فعالیت برای خودش صاحب نظر و ایدئولوژیست بشود. حتی می تواند اقدام به راه اندازی فرقه کند و هر تفکری را که دوست داشت در فیلم هایش به خورد مخاطبانش (بخوانید پیروانش) بدهد. می تواند فیلم بسازد و هر معجزه ای را با نور یک لامپ سبز به تصویر بکشد و تا هرقدر که دلش خواست دین را از عمق به سطح بیاورد. هر تهیه کننده ی گیشه ای، که برایش کیفیت و محتوای کار مهم نیست و صرفاً حس می کند که سینمای دینی بازار خوبی است که یک ریالش را دو ریال کند، حق دارد در این عرصه فعالیت کند. چرا کاری نکنیم که صاحبان سرمایه بجای اینکه پول خود را صرف خرید و فروش مسکن کنند، به عالم فرهنگ و هنر رو بیاورند؟ پس این خصوصی سازی به چه دردی می خورد؟ نهایتش این است که می خواهند در محتوای کار هم سهیم باشند و چند خط از فیلمنامه را کم و زیاد کنند یا چند بازیگر را حذف و بازیگرهای خودشان را به کار تحویل (بر وزن تحمیل) می دهند. به همین منوال کارگردان و بازیگر هم می تواند هر کسی باشد. اصلاً اهمیت ندارد که آقا/ خانم […] در مقام کارگردان و یا بازیگر، در پرونده کاری خود فیلم های […] و […] را هم دارند که دینی که پیش کش، نه تنها عادی و خنثی هم نبوده، بلکه ضد دین هم بوده است! این افراد را می توان تحت عنوان "توبه سینمایی" و اینکه آمده اند تا با این فیلم، بلکه توشه ای برای آخرت خود فراهم و جبران گذشته را بکنند، به آغوش سینمای دینی بازگرداند و باز هم اصلاً اهمیت ندارد که بعد از این تجربه دینی، توبه خود را بارها و بارها بشکنند و هر فیلمی که عشقمان (بعنوان مخاطب) کشید، بازی کنند. چون اولاً ما برایمان فقط بازی ایشان مهم است و نه شخصیتشان و ثانیاً در سینمای ما آنقدر قحط الرجال/ النسا است و اگر آقا/ خانم […] عالم سینما را ببوسند بگذارند کنار، دیگر کسی نیست جایشان را پر کند. پس هیچ کس حق ندارند در مورد حضور ابرو در بالای چشمشان کوچکترین فکری بکند، چه برسد به تذکر. در خبرها آمده بود که کارگردان سریال […] برای بازیگر نقش پیامبر سریال همان اول کار شرط گذاشته بود که تا چندسال بازی در هیچ فیلم و سریالی را نپذیرد، نکند که خدای نکرده ذهنیت و تصور مردم خدشه دار بشود. این حسن نیت کارگردان را می رساند ولی بنده خدا نمی دانست که از فردای آن روز، مجلات و نشریات، انواع عکس های شبیه مجلات ژورنال لباس و فشن و انواع داستان ها و مصاحبه ها را از زندگی خصوصی و عمومی بازیگر چاپ می کنند و آقای بازیگر دم به ساعت بعنوان میهمان ویژه برنامه های تلویزیونی، ویژه مناسبت ها و اعیاد و ... جلوی چشم مردم ظاهر می شود و مردم بیشتر از اینکه از پیامبر مذکور چیزی بدانند و شیفته منش و کردار او بشوند، از آقای بازیگر شناخت پیدا می کنند. خوب مردمی داریم! در جهت حفظ و اشاعه پیامبر مورد نظر، تا توانستند عکس آقای بازیگر را با چند خانم دیگر روی کیف بچه مدرسه ای ها، لوازم التحریر، سینی و کاسه بشقاب چاپ کردند تا داغ حسن نیت و باقی قضایا به دل کارگردان بماند. سریال دیگری بود که برخلاف این آقای بازیگر نقش پیامبر، بازیگر مسنی نقش یکی از چهره های مذهبی تاریخ را بازی می کرد. این بار سیستم بیمار و مخاطب سطحی نگر، دست به دست هم دادند که به آقای بازیگر امر مشتبه بشود که انگار دارای کرامات و مقامت عرفانی شده است. کم مانده بود مجری یکی از این برنامه های زنده تلویزیونی جلوی چشم هفتاد ملیون مخاطب به آقای بازیگر دخیل ببندد! بعنوان آخرین مورد، یاد سریال های ماه رمضان افتادم. از یک زمان به بعد، پرداختن به ماوراء و مفاهیم عرفانی و شیطان، مخاطب و پذیرش خوبی پیدا کرد. علی رغم اینکه این سریال ها که از تعداد زیادی مشاور مذهبی استفاده می کردند ولی نکته قابل توجه این بود که بعد از اتمام یکی از این سریال ها شبکه مورد نظر برنامه ای در نقد محتوای سریال گذاشت و در مجموع به غیردینی و باطل بودن مفاهیم ارائه شدن در سریال رسیدند؛ و جالب تر اینکه یکی دو ماه بعد، یکی دیگر از شبکه های تلویزیون شروع به پخش مجدد آن سریال کرد!!! وقت آن رسیده است که به دور از هرگونه انحصار طلبی، با نظارتی دقیق، علمی و تخصصی، سینمای دینی انقلابی ما، یک انقلاب سینمایی را در خود احساس کند و الا از دین در سینمای دینی، چیزی جز قرآن های کاغذی بر نیزه کرده، باقی نخواهد ماند. هرچه زودتر، بهتر... .
|