|
"حرامزاده های بدنام" باز ما را به دوران هیتلر و قتل عام یهودیان می برد. فیلم با قتل عام خانواده ای یهودی آغاز می شود، خانواده ای که دخترشان جان سالم به در می برد و بلای جان نازی ها می شود. "حرامزاده های بدنام" به صورتی جانب دارانه قصد دارد یهودیان را مظلوم و برتر نمایان سازد.
یهودی کشته شد... ناراحت شو! یهودی می کشد... لبخند بزن و لذت ببر! در سنوات اخیر عبارت مذکور درون مایه ی تعداد قابل توجهی از فیلم های ژانر جنگ هالیوود بوده است. فیلم هایی که به ما می آموزند تا از هیتلر متنفر شویم... فیلم هایی که توجیهی بر جنایات صهیونیست ها هستند... فیلم هایی که یهودی ها را افرادی بسیار مظلوم نمایش می دهند. کویینتین تارانتینو کارگردان جوان(!) و خوش فکر "حرامزاده های بدنام" را ساخت تا بار دیگر هنر خود را به خوبی به نمایش بگذارد. بعد سه فیلم موفق بیل را بکش 1و2 و ضد مرگ،که خود فیلم های خوش ساخت و سرگرم کننده ای هستند، نوبت به حرامزاده ها می رسد تا بار دگر نام تارانتینو را بر سر زبان ها بیاندازند. "حرامزاده های بدنام" باز ما را به دوران هیتلر و قتل عام یهودیان می برد. فیلم با قتل عام خانواده ای یهودی آغاز می شود، خانواده ای که دخترشان جان سالم به در می برد و بلای جان نازی ها می شود. فیلم در قسمت آغازین خود کاملا مرا نا امید کرد چرا که وقتی نام تارانتینو بر صفحه نقش بست انتظار دیدن کار سیاسی نداشتم مخصوصا که تیتراژ فیلم خیلی به "داستان عامه پسند" نزدیک است و کاملا مخاطب را به حال و هوای آن فیلم می برد. اما با گذشتن زمانی اندک فیلم آنچنان غرقم کرد که دیگر به سیاست توجهی نکردم و تا به خود آمدم متوجه شدم ساعت 3 بامداد است و تیتراژ بر صفحه نقش بسته است. فیلم به سه زبان آلمانی، فرانسوی و انگلیسی ساخته شده است که دیالوگ های هر سه زبان بسیار خوب کار شده اند و مانند کار های قبلی تارانتینو مخاطب را تا حد بسیار مطلوبی ارضا می کنند. چند زبانه بودن فیلم باعث شده که بازیگرانی با ملیت های مختلف در آن حضور داشته باشند و این خود به فضای فیلم کمک شایانی می کند. فیلم خشونت لذت بخش و همیشگی تارانتینو را دارد. همه ی صحنه های خشن فیلم از کندن پوست سر نازی ها گرفته تا سوراخ سوراخ شدن صورت هیتلر قابل تحمل هستند ولی صحنه ای که آلدو(برد پیت) انگشت دست خود را در سوراخی که گلوله ی بر پای بریجیت (دایان کروگر) بر جای گذاشته است فرو می کند اصلا قابل تحمل. در صحنه ی آخر نیز وقتی با چاقو روی سر هنس (کریستوف والتز) علامت اس اس را کنده کاری می کنند دردی که وی متحمل می شود را می توان به خوبی حس کرد. موسیقی فیلم به نسبت کار های قبلی تارانتینو کم رنگ است و نقش مهمی در انتقال احساسات ایفا نمی کند ولی در همان زمانی که نواخته می شود انقدر به موقع است که هوش از سر آدم می پراند و وی را به دنیای کثیف و پر خشونت فیلم منتقل می کند. "حرامزاده های بدنام" به صورتی جانب دارانه قصد دارد یهودیان را مظلوم و برتر نمایان سازد. در پایان فیلم من به آنها می گویم باشد قبول شما بسیار بهتر و برتر هستید اما فقط نسبت به نازی ها و نه بیشتر... در این فیلم چهره ای متفاوت از هیتلر به نمایش در می آید و وی را انسانی احمق به نمایش می گذارد. او کله ای پوک دارد و فقط بلد است فریاد بکشد و از فیلم احمقانه "غرور ملّی" لذت می برد و بلند بلند به آن می خندد. آیا با نشان دادن احمق بودن وی برتری یهودیان ثابت می شود؟ این سوالی است که در ذهن هر کس جوابی متفاوت دارد و می توان آن را به گونه های متفاوت تحلیل کرد. "حرامزاده های بدنام" فیلمی است که مضمونی جدید ندارد ولی طرز روایت منحصر به فردی دارد که آن را تا حد زیادی حایز اهمیت می کند.
|