|
هیچ چیزِ همشهری داستان به مجله ها نمی خورد، نه طراحیِ کتاب گونه ی جلدش نه تاریخ انقضا نداشتن مطالبش؛ می خواهم بگویم خیلی شیرین است که تو یک ماهنامه بخری و در آن هیچ خبری از اتفاقات ماه ننوشته باشد!
********************************************** "یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیشکی نبود". این دوتا جمله، کلیشه ای ذهنی است که بیشتر ما از مادربزرگ ها و کرسی و تکیه کلام هایی مثل "قربون پسر" و...داریم. کلیشه ای زیبا که بیشتر ما را احتمالا برای نخستین بار با جهان قصه ها آشنا کرده است. اما، حالا در این هیاهوی مدرنیته و مَدَنیته! همان "ما"ی اول متن، دیگر بزرگ شده ایم و داریم مثلا زندگی می کنیم و دیگر نه از کرسی خبری است؛ نه از مادربزرگ های قصه گو. این وسط طبیعی است، وقتی کتابی به قطع جیبی چاپ شود و تویش پر باشد از داستان و زندگینامه و نویسنده های بزرگ و حرف های خوب مربوط به داستان و اینها، یک نفری مثل من که خوره ی قصه ام روی هوا قاپش بزند. همشهری داستان کتاب-مجله ای است در 200 صفحه که به صورت ماهانه در گروه مجلات همشهری چاپ می شود؛ کلیت مطالب آن را داستان هایی از نویسندگان زنده و مرده جهان، پرونده هایی برای آدم ها، کتاب ها، اتفاقات ادبی و معرفی و نقد کتاب به همراه آموزش برخی فنون نویسندگی، تشکیل می دهد. هیچ چیزِ همشهری داستان به مجله ها نمی خورد، نه طراحیِ کتاب گونه ی جلدش نه تاریخ انقضا نداشتن مطالبش؛ می خواهم بگویم خیلی شیرین است که تو یک ماهنامه بخری و در آن هیچ خبری از اتفاقات ماه ننوشته باشد! در هر شماره از این کتاب-مجله سه تا پرونده اصلی وجود دارد: پرونده ی کوتاهی برای نویسنده ای ایرانی و نویسنده ای خارجی در فصل آدم ها و قصه ها؛ پرونده ای برای کتابی خوشخوان که در فصل کتابخانه به آن پرداخته می شود و پرونده ای برای اتفاقات حیطه ادبیات، که در فصل پرونده باز می توان آن موضوعات را مرور کرد. دیگر اینکه برای دل خودم هم که شده باید از مهدی قِزِلی( سردبیر همشهری داستان) بگویم و از کلاس های نویسندگی خلاقش و اینکه خوشبختانه همان جلسات را در سطحی عمومی تر در فصل پرسه همین کتاب مجله دارد ادامه می دهد. در این فصل شما از نویسنده های موفق کشوری و جهانی یکسری اتوبیوگرافی می خوانید و همراه با لذت بردن از قدرت نویسندگی این افراد از تجربه های ایشان برای تقویت نویسندگی در خودتان استفاده می کنید. اما راستش برای آنهایی که مثل من هدفشان از پرداخت1000 تومان و خریدن این نشریه چیزی جز صرف لذت داستانخوانی نیست، فصل داستان این مجله خیلی به کار می آید. چون در آن می توان از قصه های گزیده متون کهن تا داستانک های پست مدرن و یا حتی (بریده ای از ) رمان را نیز خواند. البته در جاهای دیگری از مجله به داستان واره های اینچنینی بر میخوریم: "تاکسی نوشت،زندگینامه ها و البته داستان دنباله دار کارگاه های خانم مرشد زاده" از نمونه های خوب در همشهری داستان، برای خواندنند. با وجود همه اینها اگر بدانید در کتاب همشهری داستان می توانید قلم "رضا امیرخانی، سیامک گلشیری، مصطفی مستور، جواد جزینی" و خیلی دیگر از نویسنده های بنام این روزگار را بببینید احتمالا اشتیاقتان برای خواندن آن چند برابر می شود. بوسیله تماس با شماره 84321843-021 می توانید یکی از مشترکان کتاب- مجله ای باشید که 10000 نسخه در ماه تیراز دارد و تاکنون (بهمن 88) پنج نسخه از آن بیرون آمده.
|